![]() |
![]() |
|
| چرند های یک همجنسگرا در نیویورک |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 6:22 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
باورهای من متفاوت با شرق است. اگر شرق می خواست در ارتباط با فرهنگ با من مصاحبه کند قبول نمی کردم. فرهنگ خود را تبدیل به محل عمل کرده است به گفتگو پا نمی دهد. اما موضوع مصاحبه ادبیات بود. باورهای ما در ادبیات هم با هم متفاوت است اما ادبیات هنوز محل گفتگو باقی مانده است. امکان بحث و توضیح می دهد. من عفایدم را در جواب پرسش های مطرح شده، در مورد شعر خودم و شاعری که من هستم، توضیح دادم. احتمال می دادم نظری که من در موارد مورد بحث در مصاحبه داده بودم در هفته ی بعد در همان روزنامه توسط همان خبرنگار، یا نویسندگان دیگر نقد بشود، که این کاری است معمول. نظری مطرح می شود و نقد می شود. روزنامه ی شرق، با من، به عنوان شاعر گفتگو کرده است و نظر من را در مورد زبان زنانه به چالش کشیده است. من توضیح داده ام. اگر شرق معظم را فرهنگ حاکم بر مطبوعات ایران تعطیل نکرده بود چه بسا که این روزنامه امکان نقد نظریات مرا در صفحات خود برای نویسندگان و خوانندگانش ایجاد می کرد و در نتیجه واویلای زیادی به جا نمی ماند. خبرنگار شرق سؤالی خارج از محدوده ی ادبیات به دست من ندادند که حاکی از آشنایی ایشان با ساقی قهرمان بیرون از محدوده ی ادبیات باشد. آنچنان که عادت ادبیات ایران و تاریخ ادبیات ایران است، ایما و اشاره مسلط بر ادبیات ما است، با تکیه بر همین آنچه خبرنگار شرق از شعر من دریافت کرده و در سؤال ها مطرح کرد، شیوه ی استفاده از تکنیک های زبانی است. ایشان نمی توانسته اند آشنایی با دیگر زبان های ساقی قهرمان داشته باشند. این عدم آشنایی باز به محدودیت رسانه های داخلی ایران برمی گردد. شاید اگر منابع بیشتری در رسانه های داخلی در مورد چهره های خارج از ایران موجود می بود، این خبرنگار پرکار جوان آنقدر با چهره هایی نظیر من آشنا شده بود که علاقه ای به کارشان نشان ندهد. خبرنگاری که به قول یکی از خبرگزاران در یک هفته با چند شاعر و نویسنده مصاحبه می کند به ندرت فرصت کسب اطلاع دقیق از جزئیات زندگی خصوصی و حوزه های گوناگون زندگی آن اسم ها پیدا می کند، در غالب مواقع آنچه در دست دارد یک اسم است که احتمالا از اسم دیگری به گوشش رسیده و تعدادی شعر و آن اسم ها و آن تعداد شعرها را در معرض سؤال قرار می دهد. خبرنگار شرق در همه ی سؤال از زبان و از تکنیک پرسیده است. با اینکه در یکی از سؤال ها عنوان کردند که طبق شنیده های ایشان ساقی قهرمان شاعری اخلاق گرا است، برداشت من این بود که برای ایشان هیچ چیز به جز همان زبان و تکنیک که ابزار سروده شدن آن شعرها بوده اند اهمیت نداشته و این باعث دلگیری من بود. حتی به فکر من رسید که در یکی از جواب ها به ایشان بگویم که من خارج از شعرم هم هستم، اما فکر کردم برای ایشان اهمیتی ندارد و بهتر است به همان تکنیک بپردازند. شرق تعطیل شد. به گمان من شرق معظم را قانون سانسور از پای در آورد. بنا به شرایط محیطی خودم،از تعطیل شرق متعجب شدم. چرا شرق را باز نگذاشتند تا امکان به چالش کشیدن نظر و شیوه ی تفکر را داشته باشد؟ از طرف دیگر، در جواب به کامنتی که در وبلاگ من گذاشته شده و از ذهن خیلی ها گذشته است: همین شما یک تنه شرق معظم را از پای انداختید؟ همین من یک تنه. اما زیاد یک تنه نبودم. واقعیت این است که همراه من منطقی حرکت می کند که می تواند. با وجود این، قصد از پای انداختن نداشتم. برای من امکان حیات در کنار شرق موجود است، نیازی به از پای انداختن شرق برای ادامه ی خودم نداشتم. به آزادی بیان معتقدم و در جایی ایستاده ام که امکان و آزادی دارم آن را دارم که احترام شرق را رعایت کنم. از تعطیل شرق متأسفم. این را هم می دانم که مطبوعاتی برای بسته شدن نمانده و طبق هر قاعده ای از حالا به بعد باید باز شوند. در خبر بازتاب آمده است که من همجنسگرایم. توضیح دقیق نام گرایش من لازم نیست، من همجنسگرایم. اما همه ی همجنسگراها نیستم. همجنسگراها مانند دگرجنسگرایان دارای عقاید و افکار گوناگون و متعلق به کلاس و طبقه های مختلف اجتماعی و پیرو مذاهب گوناگون اند. آنچه اهمیت دارد شناختن همجنسگرایی به عنوان یک گرایش است و احترام به حقوق افرادی که در کنار هر آن چه هستند همجنسگرا هم هستند. مصاحبه کننده ی روزنامه ی شرق متأسفانه آنقدر از همجنسگرایی بی خبرند که نمی دانند سنن افراد در گرایش جنسی ایشان تأثیری ندارد و مادر دو فرزند بودن مغایرتی با همجنسگرا بودن نمی تواند داشته باشد. در جواب به جمله ای در خبری که گفته است من ترویج همجنسگرایی می کنم، باید بگویم همجنسگرایی را نمی شود ترویج کرد همانطور که رنگ پوست افراد را نمی شود ترویج کرد. آنچه می شود کرد روشنگری در مقوله ی همجنسگرایی است. این روشنگری در آن مصاحبه انجام نشد چون ارتباطی با آن مصاحبه نداشت. در مورد اخلاق ساقی قهرمان باید بگویم در هر جایی که چارچوب های اخلاقی نظیر آنچه کیهان دارد، قرار دارد، من درست در نقطه ی مقابل آن نشسته ام.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 15:31 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
چهارشنبه - ۱۷ مرداد ۱۳۸۶ مصاحبه من با خانم ساقي قهرمان منجر به توقيف روزنامه شرق شد. بگذريم که اکثريت قريب به اتفاق معتقدند که اين مصاحبه بهانه بوده است. اما با توجه به اتهاماتي که بعضي رسانههاي منتسب به اصولگرايان به نگارنده نسبت دادهاند ناگزيرم توضيحاتي را ارائه کنم. جان کلام: با احترام مجتبا پور محسن
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 15:30 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
توقيف روزنامه شرق به دليل مصاحبه با يك شاعره همجنس باز، از روز گذشته دستمايه رسانه هاي همسو با اين جريان قرار گرفته تا با پر رنگ كردن حاشيه در مقابل متن، توقيف اين روزنامه به آنچه كه سياستهاي محدود كننده دولت خوانده مي شود، گره زده شود. روزنامه هاي همسو با شرق، صبح امروز اغلب تيترهايي با بهره گيري از اين عمليات رواني انتخاب كرده و كوشيدند، اصل ماجرا را تحت الشعاع قرار دهند. از سوي ديگر مديرمسئول روزنامه شرق، اصرار دارد اين مصاحبه در پي وقوع يك خطا كه امكان رخداد آن در هر مطبوعه اي وجود دارد، منتشر شده و خبرنگار تهيه كننده مصاحبه جزء عوامل ثابت روزنامه نبوده است. اين ادعا در حالي صورت مي گيرد كه "مجتبي.پ" كه مصاحبه مزبور را تهيه كرده، مصاحبه هاي تفصيلي صفحه ادبيات شرق را تهيه مي كند و طي روزهاي قبل از آن نيز گفتگوهايي با گراناز موسوي (شاعره فمينيست)، پهلوان و زرين پور از اعضاء كانون نويسندگان (داراي سابقه همكاري با سازمان مجاهدين خلق (منافقين)) ترتيب داده است. مجتبي.پ، مسئول صفحه ادبيات روزنامه شرق، در وبلاگ شخصي خود، زشت ترين مطالب جنسي و پورنو را به سبك افرادي نظير ساقي.ق همجنس باز مصاحبه شونده در قالب شعر و داستان منتشر مي كند. با اين حال مديرمسئول روزنامه شرق در پاسخ سؤال خبرنگار رجانيوز كه "آيا قبول دارید مصاحبه با یک شاعره همجنس باز کار نادرستي است"، تأكيد كرد: اگر من می دانستم قبلاً این کار را نمی کردم، دلیلش هم این است که همان شب در همین صفحه یک مصاحبه دیگری با خانم دیگري به نام شهرنوش پارسی پور بود که وي را می شناختیم و آن مصاحبه را حذف کردیم. مهدي رحمانيان همچنين معتقد است: ما مصاحبه ای که با ایشان کردیم ربطی به شغل ایشان ندارد و مصاحبه ای راجع به شعر و ادبیات بود و اگر هم ما می شناختیم، قطعاً بخاطر احترامی که به طیف مخاطبمان قائلیم چنين مصاحبه ای را کار نمی کردیم. مگر اینکه مصاحبه راجع به چیز دیگری باشد و ما کاری دیگری بکنیم. وي در پاسخ به اين سؤال كه "چرا این اتفاق در روزنامه های دیگر نمی افتد؟"، گفت: روزنامه شرق، روزنامه متفاوتي است كه روززانه بيش از 30 صفحه مطلب در آن منتشر مي شود. مديرمسئول روزنامه شرق با اشاره به ساقي.ق، شاعره همجنس باز خاطرنشان كرد: ایشان هم یک آدمی است که صرف نظر از آن ویژگی های منفی که دارد ولی شعر می گوید. یکی از افرادی که نیروی ثابت ما نیست مصاحبه ای کرده و به مجموعه ما داده است و ما هم بدون شناختی که از این فرد داشتیم مصاحبه را کار کردیم. بعداً که فهمیدیم اینگونه است هم عذرخواهی کردیم. وي در واكنش به اين مطلب كه خبرنگاري كه ادعا مي كنيد نيروي ثابت روزنامه نيست، مصاحبه هاي تفصيلي متعددي براي روزنامه تهيه مي كند، گفت: وي به صورت حق التحرير كار مي كند. رحمانيان در مقابل اين پرسش كه صفحه ادبيات روزنامه شرق در صفحه ادبيات با افراد مسئله دار ديگري نظير زرين پور، پهلوان و گراناز موسوي نيز طي روزهاي اخير، گفتگو گرفته است، گفت: به «ما قال» نگاه کنید نه «من قال»، پهلوان هر ویژگی که داشته باشد، حرفهایی که می زند در مورد فرهنگ و هنر و ادبیات و از این قبیل است! وي در واكنش به اين پرسش كه "آيا اين رويكرد موجب ترويج ديدگاهها و شخصيت اين افراد كه سابقه همكاري با سازمانهاي منافقين و فمنيستي را دارند، نخواهد شد"، بدون پاسخ به اصل سؤال گفت: شما مناظره و محاکمه می کنید یا مصاحبه؟! مديرمسئول روزنامه شرق همچنين در مقابل اين پرسش كه "آيا اساساً گفتگو با افرادي كه با منافقين و يا كانون نويسندگان مرتبط بوده اند، ايرادي وارد نيست"، اذعان كرد: من حرف شما را قبول دارم ولی مصاحبه با این افراد كه به هرحال حرفی در حوزه ادبیات، شعر، داستان و از این قبیل می زنند، بالاخره هر کسی یک نظری دارد، نظرش را می گوید! وي همچنين از برخورد دوگانه در قبال روزنامه شرق و روزنامه همشهري به خاطر چاپ يك عكس، انتقاد كرد. رحمانيان در پاسخ به اين سؤال كه چرا روزنامه شرق علاقه اي به انعكاس ديدگاههاي شاعران و نويسندگان انقلابي ندارد، گفت: آقاي بادامچيان حاضر به مصاحبه نشدند. مديرمسئول روزنامه شرق در واكنش به "اسامي تعدادي از نويسندگان انقلابي نظير محسن مؤمنی، مرتضی سرهنگی، آقای گلابدره ای، کمره ای، بهبودی، فخرزداده و ... كه تاكنون از هيچ يك از اين افراد مطلبي در روزنامه شرق منتشر نشده است"، بدون توضيح درباره عدم مصاحبه گفت: آقاي سرشار و خانم اصلانپور پيش از اين مطالبي به روزنامه مي دادند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 13:3 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
روزنامه اصلاح طلب شرق پس از آنکه به چاپ مصاحبه ای با يک زن مبادرت ورزيد توسط جمهوری اسلامی تعطيل شد. به گفته دولت در اين مصاحبه به ارتقای ارزشهای غير اخلاقی پرداخته شده که با عملکرد های خالص اسلامی مغايرت دارد. دولت جمهوری اسلامی امروز (دوشنبه) ادعا کرد که روزنامه شرق با يک شاعره جلای وطن کرده که شعرهايی با مضمون های همجنس گرايانه می سرايد به مصاحبه نشسته است. با اينکه شرق توبه نامه ای را امروز منتشر ساخت، دولت کماکان دستور بستن روزنامه را صادر کرد. ساقی قهرمان، شاعره ساکن کانادا، در اين مصاحبه عنوان کرد که در تعيين مرزهای جنسيت در ايران می بايست سختگيری کمتری اعمال شود. همجنس گرايی در جمهوری اسلامی ايران غير قانونی بوده و مبادرت به آن با مجازات مرگ همراه است. روزنامه شرق در پاييز سال گذشته نيز تعطيل شده بود ولی سپس در بهار امسال پس از رفع توقيف مجددا در کيوسکهای روزنامه فروشی ظاهر شد. در ژوئيه گذشته نيز دولت جمهوری اسلامی روزنامه هم ميهن را، بلافاصله پس از انتشار اوليه اش، مورد توقيف قرار داد. از سال ۱۳۷۹ تاکنون جمهوری اسلامی بيش از يکصد نشريه و روزنامه را توقيف کرده است. در عکس العمل ديگری نسبت به آنچه که دولت اسلامی رفتار غير اخلاقی می نامد پليس هفته گذشته به يک کنسرت راک اندرول در حوالی تهران حمله ور شد و اجرا کنندگان موسيقی را به همراه بيش از ۲۰۰ نفر ديگر بازداشت کرد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 12:40 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
خبرگزاری ايسنا: غلامعلي حدادعادل ـ رييس مجلس ـ در نشست خبري روز چهارشنبه خود در پاسخ به سوالي درباره توقيف روزنامه شرق گفت: قبلا هم اشاره كردهايم آزادي بدون قانون معنا و مفهوم خود را از دست ميدهد. هر جامعهاي ارزشهايي دارد كه بايد آن ارزشها محترم و مقدس شناخته شود. اگر روزنامهاي از آزادي براي هتك حرمتها و زير پا گذاشتن مقدسات و مسلمات استفاده كند، معلوم است آن روزنامه قانون آن جامعه را زير پا گذاشته است. رييس مجلس شوراي اسلامي تصريح كرد: اتفاقي كه در مورد روزنامه شرق افتاد هرچند يك اتفاق نبود و به هيچوجه قابل توجيه نيست اما به جامعه مطبوعاتي توصيه ميشود به جاي محكوم كردن روزنامه شرق درج آن مقاله را در آن روزنامه محكوم كنند. حتي انتظار من از اصلاحطلبان كه روزنامه شرق به اين جناح تعلق دارد اين بود كه به نقد روش اين روزنامه بپردازند. او افزود: اصلاحطلبان بعد از تجربه چند ساله توقع ميرفت اين نوع كار مطبوعاتي را كنار گذاشته باشند، ولي درسهاي گذشته به اندازه كافي براي آنها آموزنده نبوده كه باز هم به سراغ اشخاصي ميروند كه وجاهتي ندارند و مطالبي مينويسند در مخالفت با اعتقادات مردم. حدادعادل گفت: كساني كه دم از راه امام (ره) و انقلاب ميزنند، بايد قبل از اصولگرايان فرياد برآورند و جلوي اين كارها را بگيرند. مجلس هم از آزادي مطبوعات دفاع ميكند ولي اين بدان معنا نيست كه هر روزنامهاي هر مطلبي بخواهد، بنويسد. در قضيه روزنامه شرق داوري با قوه قضاييه است و توصيه ما به قوه قضاييه اين است كه با عدل و انصاف قضاوت كند و در اين راستا بايد منتظر تصميم قوه قضاييه باشيم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 11:59 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
اين را برای حضرات هيأت نظارت بر مطبوعات و بلکه آدمهای ديگر که مسئولند مينويسم.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 23:43 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
نمیدانم لیست همجنس بازهای دنیا را روزنامه کیهان از کجا به دست آورده است. اما ما در مصاحبه نشانه ای از همجنس بازی نمی بینیم. بهتر بود برای توقیف روزنامه بهانه دیگری تراشیده می شد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 18:9 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
گزارشگران بدون مرز خواهان آزادی سهيل آصفي است. روز ١٣ مردادماه اين روزنامه نگار به شعبه دوم بازرسی ويژه امنيت دادسرای انقلاب اسلامی تهران احضار شده بود که به بازداشت وي منجر شد. در روز ۹ مرداد ماه ماموران دادستاني به منزل سهيل آصفي مراجعه و پس از تفتيش منزل همه دست نوشته ها، کتاب ها، سي دی و کامپيوتر و لوازم شخصي وی را ضبط کردند. محل و علت بازداشت اين روزنامه نگار از سوی مقامات قضايي به خانواده و وکلای وی که به دادسرای انقلاب اسلامی مراجعه کرده اند، اعلام نشده است. گزارشگران بدون مرز در اين باره اعلام مي کند " وضعيت کنوني که برای روزنامه نگاران و رسانه ها به وجود آمده غير قابل پذيرش است. سهيل آصفي سومين روزنامه نگاری است که در طي هفته جاری بازداشت شده است، با دستگيری وی تعداد روزنامه نگاران زنداني در بزرگترين زندان روزنامه نگاران در خاورميانه به ١١ نفر رسيده است. ايران بايد به بازداشت، آزار و اذيت روزنامه نگاران که پي در پي به بازجويي فراخوانده مي شوند و بايد به اتهامات و سوالات بي پايه و اساس پاسخ دهند، پايان دهد." ۹ مرداد ماه فرشاد قربانپور و مسعود باستاني روزنامه نگاران بسياری از روزنامه های اصلاح طلب و همکاران نشريه اينترنتي روز در تهران به دستور دادستان عمومي و انقلاب تهران سعيد مرتضوی بازداشت شدند. مسعود باستاني ساعاتي پس از بازداشت آزاد شد، اما فرشاد قربانپور به زندان اوين انتقال يافته است. علت بازداشت و احضار اين روزنامه نگاران رسما از سوی مقامات قضايي اعلام نشده است. از سوی ديگر، گزارشگران بدون مرز توقيف روزنامه شرق را محکوم مي کند. انتشار روزنامه اصلاح طلب شرق از روز دوشنبه ١٥ مرداد ماه به دستور هيات نظارت بر مطبوعات ممنوع شد. علت توقيف روزنامه شرق اين بار انتشار مصاحبه ای با خانم ساقي قهرمان شاعر و سردبير نشريه اينترنتي چراغ است که هيات نظارت آنرا تبليغ برای همجنس گرايي قلمداد کرده است. روزنامه شرق ٢٠ شهريور ماه ١٣٨٥ نيز از سوی هيئت نظارت بر مطبوعات که تحت مسئوليت وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ست، به اتهام انتشار کاريکاتوری که نسبت به رئيس جمهور احمدی نژاد توهين آميز قلمداد شده بود، توقيف شد. اما در اردبيهشت ماه سال جاری باز انتشار يافت. يکسال پس از قتل آيفر سورچه روزنامه نگار خبرگزاری فرات (FHA, Firat Haber Ajansi) گزارشگران بدون مرز مصونيت از مجازات برای قاتلان در اين پرونده را محکوم مي کند. روزنامه نگار کردتبار شهروند ترکيه که با نام سيلان آراس مطالب خود را منتشر مي کرد، در تير ماه ١٣٨٥ برای تهيه گزارشي از خودکشي زنان کرد به ايران و شهرهای مهاباد و اورميه سفر کرده بود آيفر سورچه. بين ٢۹ و ٣١ تيرماه به همراه يکي از همکارانش و به هنگام خروج از مرز در منطقه مرزی کليراش در استان آذربايجان شرقي توسط نظاميان ايراني به قتل رسيده است. چگونگي قتل اين روزنامه نگار تا امروز مشخص نشده است و مقامات رسمي ايران از بازپس دادن پيکر وی به خانواده خوداری کرده اند.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 18:6 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
دلایل توقیف روزنامه شرق از سوی هیات نظارت بر مطبوعات تشریح شد. به گزارش گروه خبری حیات ، محمد پرویزی - مدیر کل مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی - بر اساس گزارش دبیرخانه هیات نظارت بر مطبوعات اعلام کرد: هفدهمین جلسه از یازدهمین دوره هیات نظارت بر مطبوعات صبح روز دوشنبه، مورخ ١٥/٥/٨٦ برگزار شد. به گفتهی وی در این جلسه مطلب درج شده در صفحهی ١٨ تاریخ ١٣/٥/٨٦ روزنامهی شرق، مطرح و با توجه به نادیده گرفتن تذکرات قبلی هیات نظارت توسط مدیر مسوول، مقرر شد آن روزنامه به خاطر مصاحبه با یکی از عناصر ضد انقلاب و مروج همجنس بازی که بر این فسق علنی اشتهار دارد و در این مصاحبه نیز مکنونات قلبی خود را آشکار کرده و بر اساس تبصره ١٢ قانون مطبوعات و به استناد بند دو مادهی شش همان قانون، توقیف و پرونده آن به مراجع قضایی ارسال شود. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 18:3 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
تهران-حیات هیات نظارت بر مطبوعات روزنامه شرق را به دلیل مصاحبه با یک زن همجنس گرا توقیف کرد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 18:2 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
روزنامه شرق توقیف و از دکهها و دست روزنامهفروشان ناپدید شد سازمان گزارشگران بدون مرز با صدور اطلاعیهای توقیف روزنامه شرق را محکوم کرده است. یک روزنامهنگار ایرانی: باز هم بر قبیله قلم غصب روا میدارند، با این تفاوت که امروز نه یک “دهخدا“ صدها “دهخدا“ خانهنشینند. دیروز شرق توقیف شد. سازمان گزارشگران بدون مرز که انجمنی بینالمللی برای دفاع از آزادی بیان و مطبوعات است، توقیف روزنامه شرق را محکوم کرد. این سازمان همچنین خواستار آزادی روزنامهنگاران ایرانی در بند، از جمله سهیل آصفی و فرشاد قربانپور شد. “وقتی خبر توقیف روزنامه شرق را شنیدم ناخودآگاه این شعر به زبانم آمد که هر دم از این باغ بری میرسد تازهتر از تازهتری میرسد.“ بیژن صف سری، روزنامهنگار پرسابقه ایران بارها و بارها شاهد توقیف روزنامهها در ایران بوده است. روزنامه خود او “آزاد“ ۵ سال پیش متوقف شد. و اینک بار دیگر نوبت به روزنامه “شرق“ رسیده که مدیر مسؤول آن مهدی رحمانیان است. “بار دیگر“ میگوییم، چون “شرق“ را سال پیش نیز (۲۰ شهریور ۱۳۸۵) به خاطر انتشار یک کاریکاتور توقیف کردند. این روزنامه تا اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۶ توقیف بود و پس از آن اجازه انتشار دوباره یافت. این بار دلیل توقیف را انتشار مصاحبهای عنوان کردهاند که “شرق“ با خانم ساقی قهرمان، شاعر و سردبیر نشریه اینترنتی “چراغ“ انجام داده است. هیات نظارت بر مطبوعات وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ساقی قهرمان را ضدانقلاب و مروج همجنسبازی خوانده است. در پی اعلام خبر توقیف روزنامه “شرق“ که از روزنامههای اصلاحطلب ایران به شمار میآید، سازمان گزارشگران بدون مرز طی اطلاعیهای مطبوعاتی توقیف “شرق“ را محکوم کرد. این سازمان جهانی مدافع حق آزادی بیان و مطبوعات توقیف “شرق“ را در متن روند جاری سرکوب آزادی بیان و مطبوعات در ایران میبیند و آن را محکوم میکند. محمدرضا معینی، مسؤول بخش ایران این سازمان، در این رابطه به دویچه وله گفت: “واقعیت این است که سرکوب مطبوعات و تلاش برای به سکوت وادار کردن روزنامهنگاران تلاش تازهای نیست. این توقیف هم در ادامه این مجموعه سرکوبها بوده، اما واقعیت این است که بهانه بیشتر برای تعطیلی روزنامه دیگر بود. این اطلاع را ما داشتیم که روزنامه “شرق“ طی ماههای گذشته تحت فشار بوده برای عدم انعکاس برخی اخبار. از جمله من میتوانم بگویم که مصاحبه یا گفتگوهایی از آقای کدیور، آقای سروش، اقای رییس دانا، آقای تقی رحمانی و آقای رضا علیجانی و دیگر روشنفکران این گونه را تلفنی اطلاع داده بودند، نه تنها به “شرق“، بلکه به برخی دیگر از روزنامهها، و عملا این بهانههایی شد که بتوانند روزنامه را توقیف کنند، وگرنه در آن بحث ادبی هیچ موضوع خاصی طرح نشده بود که منجر به تعطیلی روزنامه شرق شود.“ بسته شدن شرق در حالی صورت میگیرد که فشار بر روزنامهنگاران به صورت تفتیش منزل آنان، احضار و دستگیری و حبس کردنشان ادامه دارد. طی هفته گذشته سه روزنامهنگار را بازداشت کردند. مسعود باستانی و فرشاد قربانپور به دستور دادستان عمومی و انقلاب تهران بازداشت شدند. مسعود باستانی آزاد شده، اما هنوز زیر بازجویی است. فرشاد قربانپور به زندان اوین منتقل شده است. سهیل آصفی از روز شنبه گذشته (۱۳ مرداد ماه) در بازداشت به سر میبرد. در اطلاعیه سازمان گزارشگران بدون مرز آمده است که “در روز ۹ مرداد ماه ماموران دادستانی به منزل سهیل آصفی مراجعه و پس از تفتیش منزل همه دستنوشتهها، کتابها، سی دی و کامپیوتر و لوازم شخصی وی را ضبط کردند. محل و علت بازداشت این روزنامهنگار از سوی مقامات قضایی به خانواده و وکلای وی که به دادسرای انقلاب اسلامی مراجعه کردهاند، اعلام نشده است.“ محمدرضا معینی در مورد بازداشتهای هفته اخیر روزنامهنگاران در ایران گفت: “در مجموع روند دستگیریها رو به افزایش است و عملا تعداد بیشتری را احضار کردند و تعداد بیشتری را آماده میکنند برای دستگیری. ما به این دستگیریها اعتراض کردیم. امروز ایران با یازده روزنامهنگار زندانی بزرگترین زندان روزنامهنگاران در خاورمیانه است. اما در حال تبدیل شدن به بزرگترین زندان برای روزنامهنگاران در سراسر جهان است.“ برای بیژن صفسری روزنامهنگار دستگیری فزاینده روزنامهنگاران و توقیف مداوم روزنامهها تداعیکننده دورههایی از تاریخ ایران است، دورههایی که روزنامهنگاران ترجیح میدادند در خانه بنشینند، قلم بر زمین بگذارند و سکوت کنند. مهدی رحمانیان، مدیر مسؤول روزنامه “شرق“ در مصاحبه با خبرنگاران در ایران گفت که حتی اگر باز “شرق“ منتشر شود، او دیگر از این کار کناره خواهد گرفت. و بیژن صف سری در مقاله خود با عنوان “توقیف “شرق“ پیام تاریخی “سکوت“ برای قبیله مطبوعات است“ نوشت: “دنیای غریبی است، باز هم دور تسلسل تاریخ در حال تکرار است و باز هم بر قبیله قلم غصب روا میدارند، با این تفاوت که امروز نه یک “دهخدا“ که صدها “دهخدا“ خانهنشینند و در بیم و امیدهای خود همان سروشی را میشنوند که آن مونس و همراه میرزا جهانگیرخان صدراسرافیل وقتی از ناروا شنیدنها به بستر افتاد و آتش تب زد به جانش، مشفقانه شنیده بود: دم درکش و قلم غلاف ساز که در این ملک، کسی را گوش شنوا نیست.“ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 17:58 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
7 آگوست 2007 در ساعت شش صبح روز شنبه، سیزدهم مرداد، بخش ادبی روزنامه ی شرق مصاحبه ای با شاعر و نویسنده ی ایرانی مقیم کانادا را در نشریه ی خود منتشر کرد و در عرض چند ساعت بر اثر فشار و تهدیدهای دولتی همراه با توضیح و عذرخواهی مطلب را از سایت خود حذف نمود. با کمال تأسف، و نه تعجب، کانون های فشار بی اعتنا به توضیحات و اصلاحات مسئولین این نشریه، اقدام به توقیف و تعطیل نشریه نموده و آزادی و امنیت مسئولین این نشریه ی معتبر را مورد تهدید قرار دادند. در حالیکه این قبیل اقدامات خلاف قانون و موازین حقوق بشری در تاریخ این دولت استثنائی نیست و به خصوص اعمال فشار و قلع و قمع نشریات و اهل قلم سابقه ای بسیار طولانی و گسترده دارد، به دلیل افترا و اتهاماتی که به بهانه ی این مصاحبه بر سازمان ها و افراد در حاشیه وارد آمده نیاز به توضیح چند مسأله ضروری است. مسئولین جمهوری اسلامی و ارگان رسمی آن نشریه ی کیهان، و همچنین رسانه های حاشیه ای از قبیل سایت خبری بازتاب، با حداکثر استفاده از این جوسازی همزمان به تسویه حساب با چند گروه و سازمان دست زدند. در اکثر این بیانیه های سرشار از توهین و پرخاش از خانم ساقی قهرمان به عنوان رئیس سازمان دگرباشان جنسی ایرانی (ایرکیو) نام برده شده است. سازمان دگرباشان جنسی ایرانی رسماً اعلام می کند که علیرغم این که خانم قهرمان در جمع هیئت امنای این سازمان، و نه هیئت دبیران، حضور دارند و ضمن این که ایشان در یک سال گذشته مسئولیت سردبیری نشریه ی چراغ، وابسته به این سازمان، را بر عهده داشته اند، در این مصاحبه ایشان مشخصاً به عنوان شاعر و نویسنده، و نه فعال حقوق بشری، مورد خطاب قرار گرفته و از همان جایگاه نیز به سؤالات پاسخ داده اند. چنانچه متن کامل این مصاحبه را این مقامات جهت قضاوت عمومی در سایت انتخابی خویش منتشر کنند، برای خوانندگان روشن خواهد شد که پرداختن به مقوله ی زبان در ادبیات معاصر ارتباطی به فعالیت اجتماعی برای کسب حقوق اقلیت جنسی تحت ستم ایران ندارد. در شرایطی که حتی خارج از مرزهای ایران به دلیل نفوذ ایادی جمهوری اسلامی و ایجاد رعب و وحشت از طریق تهدیدهای پنهان و آشکار تعداد افرادی که به انتخاب خویش در این زمینه های ضروری ولیکن مخاطره آمیز فعالیت دارند انگشت شمارند، بسیار طبیعی است که به همین دلایل ذکر شده، این قبیل افراد در زمینه های متفاوتی فعال باشند یا همزمان با چندین سازمان و گروه همکاری کنند. سازمان دگرباشان جنسی ایرانی همراه با اعتراض به نقض گسترده ی آزادی مطبوعات و مشخصا مورد هشدار برانگیز برخورد با روزنامه ی شرق و همچنین تکرار تهدید و بی حرمتی به یک اهل قلم ایرانی تأکید می کند که در مصاحبه ی انجام شده توسط خانم ساقی قهرمان نه ایشان خود را نماینده و مسئول این سازمان معرفی کرده اند و نه مسئولین روزنامه ی شرق اطلاعی از وابستگی ایشان به این سازمان داشته اند. شاهد این ادعا این است که اولا نشریه ی چراغ در ایران توسط دولت فیلتر می شود و دوم اینکه در طول همین مصاحبه ایشان داوطلبانه، و نه در پاسخ به سؤالی مطرح شده، از مسؤولیت خود به عنوان سردبیری نشریه ای به نام چراغ یاد می کنند. لازم به تأکید است که علیرغم استفاده از حربه ی دروغین اخلاق گرایی توسط نیروهای فشار جمهوری اسلامی در جهت خاموش کردن هر گونه صدای ناموافق، این حکومتی است که همزمان با منع و سرکوب روابط طبیعی و انسانی بین افراد جامعه، به اشاعه ی فساد دولتی از طریق طرح خانه های عفاف اقدام می نماید و با نادیده گرفتن و جرم انگاشتن نیازهای موجه افراد این جامعه و به خصوص جوانان، باعث گسترش فساد و انحطاط روزافزون در کلیه ی شئون جامعه می گردد. سازمان دگرباشان جنسی ایرانی مؤکدا از مسئولین جمهوری اسلامی درخواست می کند که از مسئولین روزنامه ی شرق رفع اتهام فوری نموده و اجازه ی انتشار مجدد آن را صادر نمایند. سازمان دگرباشان جنسی ایرانی سازمانی است که در خارج از ایران و با هدف پشتیبانی از حقوق اقلیت جنسی تحت ستم ایران شکل گرفته و در ارتباط مستقیم با سازمان های معتبر حقوق بشری بین المللی از قبیل سازمان دیدبان حقوق بشر، بخش های حقوقی سازمان ملل متحد، و عفو بین الملل همکاری می کند. هر گونه فشار و سرکوب اقلیت های جنسی ایرانی، به بهانه ی فعالیت های این سازمان نقض حقوق و قانون مضاعفی است که با آن در ابعاد گسترده و در مجامع حقوقی بین المللی برخورد خواهد شد. --------------------------------------- هیئت امنای سازمان دگرباشان جنسی ایرانی آرشام پارسی نیاز سلیمی ویکتوریا طهماسبی ساقی قهرمان 4171-548-416-001
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 13:19 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
پژمان اکبرزاده روز گذشته در ایران، روزنامهی «شرق» به دستور هیات نظارت بر مطبوعات توقیف شد. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، مهدی رحمانیان، مدیر مسئول روزنامهی «شرق» توقیف این روزنامه را تایید کرده و دلیل توقیف را انتشار گفتگویی با یکی از نویسندگان خارج از کشور عنوان کرده است. رحمانیان افزوده: «ما موردی در این مصاحبه پیدا نکردیم، اما گفته میشود علت توقیف این روزنامه چاپ این مصاحبه بوده است.» اشارهی رحمانیان به مصاحبه ساقی قهرمان، شاعر ایرانی مقیم کانادا بوده که روز شنبه در صفحهی ادبیات این روزنامه به چاپ رسیده است. از سوی دیگر، روزنامهی کیهان در ستون «خبر ويژه» که دیروز، دوشنبه به چاپ رسیده در مطلبی با عنوان «پذیرفتنی نیست!» به گفتوگوی «شرق» با ساقی قهرمان حمله کرده است. ساقی قهرمان، شاعر و نویسنده، عضو گروه مؤسس «سازمان دگرباشان جنسی ایران» است. دیروز،روزنامهي «شرق» مطلبی با عنوان «توضیح و پوزش» دربارهی این گفتوگو منتشر کرده است. متن مصاحبه از تارنمای روزنامهی «شرق» حذف شده است.
در همین رابطه با مجتبا پورمحسن، روزنامهنگاری که با ساقی قهرمان برای روزنامهی «شرق» مصاحبه کرده، گفتوگویی اختصاصی کردهایم که در ابتدا از محتوای مصاحبهي چاپشده میگوید: در این مصاحبه چیز خاصی مطرح نشده است. ما دربارهي زبان زنانه و زبان مردانه در شعر صحبت کردیم و کسانی هم که برداشتهایی داشتهاند، برداشتهایشان سوءتفاهمبرانگیز بوده است. این یک مصاحبهی کاملاً انسانی دربارهی مرد و زن بوده و از این نظر میتوانم بگویم در آن هیچ کلمهای نمیتوانید پیدا کنید که خلاف امنیت ملی یا خلاف عفت عمومی بوده باشد. اینجا، خب مسئلهی زبان است، یک مسئلهی تخصصی در ادبیات است. اصلاً مصاحبه هیچ ربطی به هرگونه گرایش شخصی، سیاسی و ... نداشته است. پس مطالبی که در برخی از رسانهها منتشر شده که در مصاحبه به گرایشهایی اشاره شده صحت نداشته و تنها بهخاطر سوابق خانم قهرمان بوده؟ نخیر! فقط در یک جایی از مصاحبه اشاره شده که «زبان ما فرصت مادرشدن از مرد را گرفته است» که گویا دوستان متوجهی این منظور نشدهاند. منظور از «مادرانگی» به معنای این نیست که از نظر جنسی، مرد مادر بشود. از نظر حس مادرانگیست که در زبان مرد [هم] وجود دارد و یک مسئلهی کاملا انسانیست. فکر نمیکنم کسی با این مخالف باشد که مرد هم بتواند نقش مادر را از نظر احساسی ایفا بکند و در زبانش هم بهکار ببرد. عمدتاً در خبرهایی هم که آمده به سوابق خانم قهرمان ـ حالا نمیدانم این سوابق اصلاً وجود دارد یا نه چون من خودم بیاطلاع هستم ـ به این اشاره شده وگرنه هیچکدام اشارهای به خود مصاحبه نکردهاند. با توجه به فعالیتها و گرایشهایی که خانم قهرمان داشتهاند و در نوشتههایشان بههرحال تا حدی منتشر شده، شما پیش از آنکه مطلب را چاپ کنید، فکر نمیکردید که ممکن است حساسیتزا شود؟ راستش من فقط خبرنگاری بودم که برای یک گروه کار میکردم. ما اصلاً روشمان این نیست. نه میخواستیم مشکلی ایجاد کنیم نه چیز دیگر. ما کارمان فرهنگیست و اینگونه موضعگرفتنها، مثل موضعی که روزنامهی کیهان گرفته، برای من جای تعجب دارد. از زمان چاپ مصاحبه با ساقی قهرمان تا حالا آیا تماسی با شما گرفته شده؟ راستش تنها دوستان همه اظهار نگرانی کردهاند. ولی هنوز نه! تماسی گرفته نشده است. فکر نمیکنم هیچ خبرنگاری در دنیا بخواهد عمداً کاری کند که روزنامهاش متوقف بشود یا دستکم محل اعتبارش از بین برود. من اصلا فکر نمیکنم این مصاحبه مشکلساز بوده باشد. اصلاً اگر مصاحبه را بخوانند و ببینند اگر چیزی غیر از مفاهیم انسانی در آن وجود دارد، لااقل در حد شعور من چنین چیزی در مصاحبه وجود ندارد. و اما صحبتهای ساقی قهرمان دربارهی این مصاحبه: کلاً بحث بر سر زبان زنانه و زبان مردانه در شعر بود و اینکه در ادبیات و شعرهای من این زبان چگونه مطرح میشود؛ آیا من زبان مردانه را جایگزین زبان زنانه کردهام یا اینکه مرز میان زبان زنانه و زبان مردانه را برداشتهام. توضیح من هم این بود که اصولاً معتقد نیستیم به این تقسیمبندی جنسیتی زبان و فکر میکنم زبان باید جنسیت خودش را تعیین بکند. این بحث در حوزهی ادبیات بود. از گرایشهای جنسی شما هم در مصاحبه موردی مطرح شد؟ اصلاً. فکر نمیکنم کلاً کسی اجازه داشته باشد این سوالها را بکند. معمولاً این برمیگردد به زندگی خصوصی که اول میپرسند، میتوانند سوال کنند یا نه. اصلاً چنین موردی پیش نیامد در مصاحبه با «شرق». فکر میکنید این موضعگیری که نسبت به روزنامهی «شرق» الان در ایران بوجود آمده، به گرایشهای جنسی مصاحبهشونده مربوط بوده یا اینکه دلیل دیگری داشته؟ ببینید، من واقعاً بخاطر این که داخل ایران نیستم، نمیتوانم نظر بدهم. نمیدانم چه اتفاقی آنجا میافتد. چیزی که من میتوانم بگویم این است که مجتبا پورمحسن، «ساقی قهرمان» را بهعنوان یک شاعر میشناسد و چیز دیگری نمیداند. همهي پرسشهای مصاحبه هم در همین حد هستند. اما ساقی قهرمان در اینور دنیا بهعنوان «ساقی قهرمان بایسکسوال» شناخته میشود و بهعنوان نخستین شاعری که شعرهایش بهعنوان شعر یک «لزبیین» معرفی شده است. در ایران من به این شکل اصلاً شناخته نشدهام. بنابراین این مورد، وجود ندارد. اما در داخل ایران فرهنگ هموفوبیک دارد غوغا میکند. مصاحبهشونده و روزنامهی «شرق» اطلاعی نداشته، اما آن فرهنگ عمومی و حتا قانون دولتی دنبال یک چیزی میگردد که فشار بیاورد دوباره به مسئلهی همجنسگرایی در داخل ایران. این غلط است. از نظر ادبیات و بحث جامعهشناسی غلط است. مسئلهی گرایشهای من اصلاً مهم نبوده در این مصاحبه؛ در مورد آن بحث نمیشود. شاید دولت دارد استفاده میکند از این مصاحبه، تا به جامعهی همجنسگرای داخل ایران حمله کند و این یکجور سوءاستفاده است. شاید هم به دلیل نزدیکبودن انتخابات قرار است که کلاً تریبون «شرق» از دست برود. این حدسیست که من میزنم و فکر میکنم هردو، یکجور سؤاستفاده کردن از این مصاحبه باشد. با اشعار شما، با گرایشهای شما، از طریق اینترنت هرکسی در هرجای دنیا میتواند آشنایی پیدا کند. با توجه به این که با این گسترش ارتباطات، فضا بهگونهای نبود که فکر کنیم صرفا ًدر خارج از ایران افرادی میدانند شما چه گرایشهایی دارید، خودتان برایتان عجیب نبود که مصاحبه با شما قرار است در ایران چاپ بشود؟ من یک چهرهی ادبیات هستم. اگر ایران تصمیم بگیرد با من صحبت کند، کار بسیار خوبی کرده است. چرا باید تعجب بکنم؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 13:17 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
Iranian-Canadian poet Saghi Ghahraman poses for a portrait at her home in Photograph by : CanWest News Service
Randy Boswell, CanWest News Service Published:
In its last edition on Monday, Shargh published a front-page apology for its interview with Ghahraman, saying it had been “unaware of this person’s personal traits” and would in future “avoid such people and movements.”
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 11:29 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
Tehran- Iran, Monday August 6, 2007: Two days after publishing an interview with Saghi Ghahraman, the government authorities asked the editorial board of the independent newspaper Sharq to stop publishing the paper until further notice. Mohammad Parvizi, the Director of the Domestic Media at the Iranian Ministry of Culture told ISNA news agency that the Press Monitoring Board had a meeting this morning (July 6, 2007), in which it was decided that as the result of newspaper's editor-in-chief's defiance of previous warnings and the publication of an interview with an anti-revolutionary and corrupt person- who is known to promote homosexuality and has disclosed her real desires in her interview-, and in compliance with article 1 of the Press Law and the second item of the sixth clause of the same law, the Sharq newspaper is shot down and it's case will be referred to the Justice Department. Saghi is a poet and a lesbian activist based in Canada who currently serves as the editor-in-chief of the monthly Cheraq publication, the online magazine of the Iranian Queer Organization (IRQO). the interview appeared on the literature page of the Saturday, August 4, issue of the paper. Few hours later, the internet version of the newspaper deleted the interview from its website and the paper issued two apologies to its readers in yesterday and today's issues.
In today's issue, the newspaper published the following statement:
"Two days ago, the Sharq newspaper published a literary interview with an expatriate author. After the paper went to press, some readers contacted the paper to share some information about the unethical past of this author.
The Sharq newspaper was absolutely unaware of the personal life of this person and interviewed her merely based on poetry and literary aspects of her work. We immediately deleted the interview from our website and published an official apology to all religious and value-oriented Iranians in the second page of our yesterday's issue.
Some of our readers apparently missed our yesterday's apology and have called us yesterday, demanding a statement by the paper about this incident.
Therefore we publish this announcement to declare that Sharq newspaper is against this person and the movement she represents. From now on, we will introduce a more efficient monitoring system to prevent similar incidents to happen in the future.
In her interview, published under the title of "Feminist Language" , Saghi told the newspaper, " Women are condemned to become "mothers", and men are deprive of assuming such a role. I think motherhood is a common human feeling, that doesn't belong only to women, and having female body alone is not enough to be a mother. It is an injustice that ethics of our society has deprived half of our population of this right and condemned the rest of the population to assume this role. She also said that forcing people to assume roles based on their sexuality and having an inflexible definition of sexuality is unethical. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 20:15 توسط گُشتاسب امینی |
|
توقیف «شرق» و صف آرایی جناحی در ایران
هيات نظارت بر مطبوعات، دليل توقيف روزنامه شرق را مصاحبه اين روزنامه با يک شاعر ايرانی مقيم کانادا اعلام کرده است. اين مصاحبه در شماره روز شنبه شرق منتشر شد. خبرگزاری فارس به نقل از «يک مقام آگاه» می نويسد: «اين مصاحبه با فردی انجام شده است که مطالب همجنسگرايی در روزنامههای کشورهای ديگر به چاپ می رسانده است و اين مصاحبه نيز در همين راستا بوده است و به همين دليل هيئت نظارت بر مطبوعات، اين روزنامه را توقيف موقت کرده است تا به اين موضوع رسيدگی شود.» با اين حال عيسی سحرخيز روزنامه نگار در تهران به راديو فردا می گويد در اين مصاحبه نکته ای نيست که بتواند تصميم هيات نظارت را توجيه کند. او می گويد اين مصاحبه نگاهی است به بحث ادبيات و ادبيات زنانه و بيشتر به مباحث شعر و شاعری آن هم در حيطه زنان پرداخته است. روزنامه کيهان در شماره روز دوشنبه خود، فرد مصاحبه شونده، ساقی قهرمان را يک زن «ضد انقلابی»، «فراری» و «عضو سازمان سيا» معرفی کرده است. کيهان، برادر خانم قهرمان، ساسان قهرمان سردبير مجله اينترنتی گذار از انتشارات خانه آزادی را نيز «از اعضای سيا» قلمداد کرده است. ساقی قهرمان مصاحبه شونده روزنامه شرق، درباره مطالب روزنامه کيهان می گويد (برخلاف مطالب کيهان)، او هيچ ارتباطی با نشريه گذار که ساسان قهرمان برادر وی سردبير آن است ندارد. خانم قهرمان به راديو فردا می گويد محور گفت و گويش با شرق، تنها زبان ادبيات و تفاوت زبان زنانه و مردانه بوده است. او می گويد: «در آن مصاحبه گفتم که مشکل ما جايگزين کردن زبان زنانه با زبان مردانه نيست. من گفتم که اساسا تقسيم بندی جنسيتی بايد از ميان برود و زبان، جنسيت خود را تعيين کند.» ساقی قهرمان همچنين می گويد: «من سردبير نشريه چراغ هستم. رييس سازمان دگرباشان هم نيستم. .. اينکه شب شعر تشکيل می شود، من شاعرم و همه جا شعر خوانی دارم . اين موضوع هيچ ارتباطی با اين که من به طور خصوصی چه می کنم، ندارد.» توقيف موقت و توقيف دايم در پاسخ به اين پرسش که آيا توقيف روزنامه شرق موقتی خواهد بود يا دايمی، آقای سحرخيز به مواردی اشاره می کند که روزنامه ای ابتدا توقيف می شود و بعد «زير ذره بين» می رود تا دلايلی برای توقيف دايم يافته شود. او می گويد: «توقيف موقت گاه به هشت يا نه سال هم کشيده می شود. همانطور که ۱۲۰ نشريه بدون آنکه به موارد قانون اساسی از جمله برگزاری دادگاه علنی و با حضور هيات منصفه عمل شود، «توقيف موقت» شدند. تاکنون حتی دادگاه بعضی از آنها هم تشکيل نشده و بازجويی نشده اند. بدين ترتيب، توقيف موقت، در واقع توقيف دايمی است.» به گفته آقای سحرخيز، با توجه به اين که روزنامه شرق پيشتر در دو مرحله توقيف شده بود و اين سومين توقيف است، اين احتمال وجود دارد که در دادگاه بحث اصرار بر انجام جرم، به عنوان اتهام اصلی مطرح شود و حکم لغو امتياز نشريه و يا توقيف دايم آن داده شود. او فشار بر رسانه ها و روزنامه نگاران را بی ارتباط با انتخابات پيش رو، انتخابات مجلس شورای اسلامی نمی داند. آقای سحرخيز می گويد: «من يک نکته ديگری را بايد اضافه کنم. در واقع بايد بهانه ای پيدا می شد که روزنامه، در آستانه تحولات سياسی ايران حذف شود.» او می افزايد تا پيش از درگذشت آيت الله مشکينی، بحث انتخابات هشتم مطرح بود، اما اکنون به گفته وی، بحث انتخابات درونی مجلس خبرگان نيز بسيار بالا گرفته است. عيسی سحرخيز می گويد: «با توجه به نزديکی روزنامه شرق و دست اندرکاران و روزنامه نگاران آن با جريانی که به آقای هاشمی نزديک است و با توجه به اين نکته که آقای هاشمی يک پای اصلی دعوا برای رياست مجلس خبرگان است، در نتيجه بحث مجلس خبرگان و انتخابات مجلس می تواند آنقدر مساله مهمی بوده باشد که حکم آن حذف شرق از فضای مطبوعاتی و رسانه ای باشد.» |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 16:51 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
توضیح ساقی قهرمان در مورد مصاحبه اش با شرق دوشنبه، 15 امرداد 1386 هيات نظارت بر مطبوعات، دليل توقيف روزنامه شرق را مصاحبه اين روزنامه با يک شاعر ايرانی مقيم کانادا اعلام کرده است. اين مصاحبه در شماره روز شنبه شرق منتشر شد. خبرگزاری فارس به نقل از «يک مقام آگاه» می نويسد: «اين مصاحبه با فردی انجام شده است که مطالب همجنسگرايی در روزنامههای کشورهای ديگر به چاپ می رسانده است و اين مصاحبه نيز در همين راستا بوده است و به همين دليل هيئت نظارت بر مطبوعات، اين روزنامه را توقيف موقت کرده است تا به اين موضوع رسيدگی شود.» با اين حال عيسی سحرخيز روزنامه نگار در تهران به راديو فردا می گويد در اين مصاحبه نکته ای نيست که بتواند تصميم هيات نظارت را توجيه کند. او می گويد اين مصاحبه نگاهی است به بحث ادبيات و ادبيات زنانه و بيشتر به مباحث شعر و شاعری آن هم در حيطه زنان پرداخته است. روزنامه کيهان در شماره روز دوشنبه خود، فرد مصاحبه شونده، ساقی قهرمان را يک زن «ضد انقلابی»، «فراری» و «عضو سازمان سيا» معرفی کرده است. کيهان، برادر خانم قهرمان، ساسان قهرمان سردبير مجله اينترنتی گذار از انتشارات خانه آزادی را نيز «از اعضای سيا» قلمداد کرده است. ساقی قهرمان مصاحبه شونده روزنامه شرق، درباره مطالب روزنامه کيهان می گويد (برخلاف مطالب کيهان)، او هيچ ارتباطی با نشريه گذار که ساسان قهرمان برادر وی سردبير آن است ندارد. خانم قهرمان به راديو فردا می گويد محور گفت و گويش با شرق، تنها زبان ادبيات و تفاوت زبان زنانه و مردانه بوده است. او می گويد: «در آن مصاحبه گفتم که مشکل ما جايگزين کردن زبان زنانه با زبان مردانه نيست. من گفتم که اساسا تقسيم بندی جنسيتی بايد از ميان برود و زبان، جنسيت خود را تعيين کند.» ساقی قهرمان همچنين می گويد: «من سردبير نشريه چراغ هستم. رييس سازمان دگرباشان هم نيستم. .. اينکه شب شعر تشکيل می شود، من شاعرم و همه جا شعر خوانی دارم . اين موضوع هيچ ارتباطی با اين که من به طور خصوصی چه می کنم، ندارد.» به نقل از رادیو فردا |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 16:43 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
محمدرضا رحمانيان مدير مسئول روزنامه شرق كه روزنامه اش به دليل انتشار مصاحبه اي با يك زن همجنس گراي ،توقيف شده از خلاف گويي همكارانش به خود درباره سوابق اخلاقي ساقي-ق خبرداد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 16:40 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
شعر ساقی قهرمان در عین صراحت، سرشار از رنجی است که فریاد نمی کشد بلکه یقین های مخاطب را به شک تبدیل می سازد. قهرمان از هر چیزی که به دردش بخورد در شعرش استفاده می کند. در زبان دست می برد، از مسلمات حرف می زند، به پرسش می کشد و بالاخره کاری کرده که شعرش خیلی مورد توجه قرار گرفته است. ساقی قهرمان متولد 1335 در مشهد است. گفت و گوی شرق را با ساقی قهرمان بخوانید: در جایی گفته ای که شاعرانگی را به ارث برده ای اما شاعر خوب بودن نتیجه تلاش توست. این حرف جسورانه ای است در حالی که شاعران ما فکر می کنند «شاعر بسیار خوب» به دنیا آمده اند؟ حرفی که گفته ام جسورانه نیست، تلاشی که کرده ام جسورانه است. در آن مورد هم، اگر نظری داشته باشم باید راجع به اقوام نزدیکانش باشد.
3. این دغدغه فرهنگ مردمسالار است که رل ها را حفظ و تثبیت کند، زبان و شاعر این نگرانی را در ارتباط با همدیگر ندارند. و نیز اگر به درک شاعر معین اعتقاد داری به انتخابش اعتماد کن. شعرهای «ساقی قهرمان» زنانه است. هی شکی در این وجود ندارد. چرا که زنانگی ویژگی اصلی شعرهای توست اما می بینیم تو جور دیگری می نویسی. این جور دیگر یعنی جدا شدن از مرز زنانه نویسی مرسوم که در واقع ریشه در زبان مردانه داشت. در شعرهایت تو بر زندگی واقع می شود اما زبان زنانه است را حفظ می کند.
آن قدر اطلاعات رد و بدل شده که در حدی جسمانیت زنانه و مردانه برای دو طرف موضوع قابل بررسی باشد تا از آنجا به زبان دربیاید. شعر زنان از مردان متمایز شده و رسیده ایم به مرحله ای که شعری که شاعرش مرد است شباهت پیدا کند به شعری که شاعرش زن است، نه فقط با تکنیک، با شباهت شعور شاعر مرد و شاعر زن و با درک این واقعیت که گاهی «آن دیوار» بین زنانه و مردانه نیست، بین طیف های مختلف زنانه است و مردانه. من کشف کردم که چگونه بر زندگی واقع کرده شوم. چون بودم. واقع بودم. نمایش آن واقع شدن چیزی بود که شعر را شکل داده. وقوف به آنچه هستی، مانع از آن می شود که بی دلیل مسخ یا مستحیل شوی. دوران بزرگسالی ام را در شرایطی گذراندم که نیازی نبود زبانم را در معناهای مردانه فرو کنم، نیازی به بیرون کشیدنش هم پیدا نشد. شعر من از تجربه بودن من و شاعر بودن من ناشی می شود. این جور دیگر بودن ریشه می گیرد، به سادگی. نمایش آن گونه از زنانگی در شعر، شاید به خاطر درک من از گونه های مختلف زنانگی است و پیگیری من در به شعر درآوردنش.
شاید رسم ما است که مرده را از نظرها دور کنیم. این شعر مرده را تماشا می کند و گزارش می دهد. مردگی را توضیح می دهد، با زندگی مقایسه می کند؛ زندگی را تنگاتنگ مردگی می بیند؛ عدم ارتباط با زندگی را مردگی می داند. وقتی همه آنچه باید باشد، نبوده شده، زندگی راوی از زنده بودن به مرده بودن منتقل می شود. وقتی این شعر را می نوشتم یک واقعیت را می نوشتم. رفت؟ وحشت از واقعیت موجود بود، اما رقت نبود. سعی نکردم جمسانیت را زیر سوال ببرم. وقتی همین نبودن ها را درک می کند، شعور جسم دوباره تایید می شود. جسم، می داند. هم داشتن را هم نداشتن را. آقای پورمحسن عزیز، این سوء تفاهم ها به نظر من ناشی از باورهای فرهنگی است. از بین کسانی که ایمیل های تهدیدآمیز فرستاند حتی یک نفر سوال نکرده بود، همه رای صادر کرده بودند. اینجاست که باید تغییر روش بدهیم، اول سوال طرح کنیم، وقت برای صدور حکم هست. خود سوءتفاهم، نه، مخرب نیست. می تواند راهی باشد برای رسیدن به تفاهم. ـ بعضی ها اعتقاد دارند علاقه شما به عبور از خط ها به نوعی ریشه در اخلاق گرایی مستتر در شما دارد. شما موافقید؟ با توجه به من، «اخلاق گرا» توصیف درستی نیست. اما اگر اخلاقیات را در نظر بیگریم، اخلاقی که در این سوال به آن اشاره شده تاریخ مصرف دارد. ده سال پیش نبوده و ده کیلومتر آن طرف تر هم نیست. من یک بار اخلاقیات را تماشا می کنم و یک بار انکارش می کنم. به نظر من اصل باید بر حفظ حرمت انسانی باشد، نه قراردادهای منطقه ای. به اخلاقی زماندارتر از اخلاق جاری اعقتاد دارم. به دلیل تجربه های زیاد در زمینه آنچه ما زنانه می نامیم، معضلی به نام زن ـ در ـ شرایط را تجربه کرده ام. اخلاق در برابر زن ـ انسان می ایستد. در برابر مردـ انسان هم می ایستد. زن محکوم است به «مادر شدن»، مرد محروم است از «مادر بودن». به نظر من مردانگی یک حسن انسانی است، ویژگی زنانه نیست و به خصوص که فیزیک زن به تنهایی برای مادر شدن کافی نیست. اگر اخلاقیات حاکم نیمی از مردم را از مادر بودن محروم می کند و نیم دیگر را محکوم به مادر شدن، اینجا یک ظلم اتفاق افتاده است. درک من این است که مردان باید امکان داشته باشند، مادر فرزندی باشند که لزوما از زهدان خودشان بیرون نیامده و زنان تصمیم بگیرند در چه شرایطی امکان انتقال هویت خود از زن به مادر را دارند. با جنیست باید رفتار انسانی داشت، مرزبندی های جنسیتی باید انعطاف پذیر باشند. غیراخلاقی تحمیل فرهنگ است به تن. محکومیت در قالب جنیست قراردادی و انعطاف ناپذیر بودن مرزبندی های جنسیتی غیراخلاقی است. ـ فکر نمی کنی این یکی از جزایر نامکشوف زبان ماست که هنوز به آن پرداخته نشده؟ این که مرد هم مثل زن انسان است و می تواند مادر باشد. می تاند زن باشد. همان طور که زن در زبان می تواند مرد باشد. شاید از جزایر نامکشوف زبان ما باشد، اما در حوزه فلسفه و ادبیات جهانی کشف شده است .
ستایش نکردم. بزرگ داشته ام. شعرهای زندان و شعر براهنی در «شعرهای زندان» و شعرهای «خطاب به پروانه ها» بی نظیر بوده. «شعرهای زندان»، زبانی مناسب برای آن نوع شعر که ناچار در قالب های نامناسب نوشته می شد، پیشنهاد کرد. برخورد واقع بینانه نویسنده با جامعه را هم مطرح کرد. فعالیت سیاسی که قرار بود با هدف خدمت به خلق باشد. در ادبیات برخورد شکوهمند می دید و شکوه فعال سیاسی مانع از دیده شدن واقعیت سرکوب و جامعه سرکوب شده بود. براهنی زبانی را به کار گرفت که قابلیت نمایش محیط را داشت. زبان آن شعرها کمتر از شعرهای هفتاد براهنی، ناگزیر نبودند. در شعرهای هفتاد هم راه نرفته ای را در شعر فارسی تجربه و پیشنهاد کرد. بگذریم که زیباترین نمونه های شعر فارسی معاصر، آغشته به همان شور که ذهن شرقی به آن عادت دارد در خطاب به پروانه ها و منتشر شده های بعد از آن آمده اند، اما این شعرها از محدوده زیبایی شناسی شعر بیرون می آیند و راهنمودهای دیگری نیز مطرح می کنند. لازم بود خطوط مستقیمی که رسیدند به سال پنجاه، کج می شدند. نمایش سردرگمی جمله و جابه جایی اجزا و تفویض مسوولیت فعل به اسم و برعکس، حرف های ربطی که چیزی را به چیزی ربط نداند، تکرار تا مرز رسیدن به مشاهده، لازم بود. نوشته اند در شعر براهنی تکنیک بر شعر غلبه دارد. فقط در تعداد معدودی. و دلیل دارد. مسلما در بسیاری از آن قطعه ها، می نویسد تا تدریس کرده باشد. گفته اند خائن به زبان فارسی؟ کی گفته؟ با چه نیتی؟ ساده نمی نویسند، تصور ساده نویسی به دست می دهند. استثنا در این مورد همسرش است که رفتاری خاص با زبان دارد و با قلع و قمع اصول، نه متن، و با آن صراحت که در ادبیات فارسی غایب بوده است، فارغ از این که در کدام حیطه بنویسد، شعر بی نظیر می نویسد. بابک سلیمی نمونه موفق نگاهی است که در دهه هفتاد خواستند به ساختار جامعه، اما به یک لایه دیگر طبقاتی، بیندازند و نشد. کارهای ترسیمی مهرداد فلاح یک جای خالی را پر کرده، تبدیل کلام به مینیاتور، به جهان بینی، به شعر. گروه مطرود و بحث هایشان را می خوانم. شعر مطرود و جمع نزدیکش حساسیت های ویژه نگاه زن به شهر را مطرح می کنند؛ یک جور همذات پنداری با زن ـ در ـ شرایط در این شعرها هست. کارهای علی سطوتی، آرش الله وردی، فریبا فیاضی، فرزانه مرادی، بهنام بدری و سوده نگین تاج را می توانستم باهم اشتباه کنم، با وجود تفاوت ها و نشانه هایی که هر کدام از خود در کار به جا می گذارند. یک جور برابری جنسیت در آنجا اتفاق افتاده، یعنی جنسیت تعین ندارد. شاید آن چه فریبا فیاضی و سوده مطرح می کنند، در ادامه، به تصویر جسمانیت زن ـ بیرون ـ از موقعیت برسد.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 12:45 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
مدیر رحمانیان در پاسخ به سئوال «جهان» که آیا شرق پس از رفع توقیف دوباره منتشر میشود یا نه؟ گفت: از نظر من امروز روز مرگ شرق است و شرق را باید تمام شده دانست. مهدی رحمانیان مدیر مسئول و صاحب امتياز روزنامه شرق در گفتگو با خبرنگار «جهان» ضمن تایید توقیف شرق،دلیل این توقیف را مصاحبه با ساقی قهرمان شاعر زن دانست و گفت: ابتدا قرار بود مصاحبه با شهرنوش پارسی پور منتشر شود، اما من چون می دانستم که ایشان مورد اخلاقی دارد مخالفت کردم. وی افزود: اما دوستان مصاحبه با ساقی قهرمان را آوردند که من از آنها پرسیدم که ایشان مورد اخلاقی دارد یا نه؟ که آنها گفتند، ندارد. رحمانیان در پاسخ به این سئوال که آیا شرق پس از رفع توقیف دوباره منتشر می شود یا نه؟ گفت: از نظر من امروز روز مرگ شرق است و شرق را باید تمام شده دانست. مدیر مسئول شرق در مورد ادامه فعالیت مطبوعاتی خویش خاطرنشان کرد: از امروز به بعد در هیچ روزنامه ای فعالیت نخواهم کرد و برای همیشه از این عرصه کناره گیری خواهم كرد پيش از اين يك مقام آگاه در وزارت ارشاد در گفتوگو با فارس گفته بود: روز شنبه 13 مرداد مصاحبهاي در صفحه ادبيات روزنامه شرق با عنوان «زبان زنانه» به چاپ رسيد كه دليل توقيف اين روزنامه چاپ اين مطلب است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 12:42 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
روزنامه «شرق» به بهانه يك گفت وگوي فرهنگي، ديدگاههاي رئيس سازمان همجنس گرايان ايران را منتشر كرد. اين روزنامه در شماره شنبه 13/4/86 خود، يك صفحه كامل را به نشر ديدگاههاي ساقي-ق اختصاص داد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 12:39 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
by Hiedeh FarmaniMon Aug 6, Iran on Monday shut down a leading moderate daily for the second time in less than a year after the paper published an interview with a woman accused of being a "counter-revolutionary" homosexual. The ban on Shargh (East), the favourite newspaper of Iranian liberals, comes amid growing pressure on the press in "The main reason for the ban was an interview with a counter-revolutionary who promotes immorality," Alireza Malekian, the director of press in the culture ministry, told the state-run IRNA news agency. Shargh on Saturday published a full-page interview with Saghi Ghahreman, an expatriate Iranian poet who lives in "We had an article which was an interview with an expatriate writer. They said she had moral problems, they say she is homosexual and promotes that in her weblog," Mehdi Rahmanian, Shargh's licence holder and managing director, told AFP. "But we talked to her as a poet," he added. Malekian said it was now up to the judiciary to decide in court whether the ban should be permanent and take any other necessary decisions. "The press watchdog voted for the ban by examining an article which involves a counter-revolutionary person who promotes immorality. This person is a known element who even promotes immorality in her cyber publication," he said. Ghahreman is the editor of a website called "Cheragh" (Lantern) which focuses on Iranian lesbian and gay issues. But Shargh's lawyer Mahmoud Alizadeh Tabatabai said: "Interviewing an individual cannot be a reason for closure when there is no vice in that interview. "The reason for the ban is unlawful because the judiciary has not protested against the individual who was interviewed," he said, according to the ISNA news agency. The hardline daily Kayhan, known for its repeated attacks on the moderate press, said in its Monday edition that Ghahreman was head "of the Iranian homosexuals organisation" and a "counter-revolutionary fugitive." "Media observers believe that Shargh has interviewed this homosexual while aware of her sick sexual identity, dissident views and porno-personality," it added. Homosexuality is strictly illegal in the Islamic republic and homosexual sex is theoretically punishable by death. However the extent to which gays are pursued in practice is highly debatable. Shargh had only returned to the news-stands in May after serving a nine-month ban for publishing a cartoon deemed offensive to President Mahmoud Ahmadinejad. The paper on Monday published a front-page apology for the interview, saying it had been "unaware of this person's personal traits" and would in future "avoid such people and movements." Ghahreman made no explicit reference to homosexuality in the interview, but said that "sexual boundaries must be flexible... The immoral is imposed by culture on the body." Ham Mihan, directed by former Culture Minister Mohammad Hossein Saffar Harandi has also denounced a "creeping coup in the press" while the authorities last month banned the moderate labour news agency ILNA. Shargh's closure leaves the dailies Etemad Melli (National Confidence), Etemad (Confidence) and the economic daily Sarmayeh (Capital) as the chief remaining voices of moderates in the press.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 12:32 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
این خبر در سایت ایران پرس نیوز منتشر شده است و اصل خبر را برای دوست عزیزمان آرشام پارسی ارسال کردم و در اینجا نیز گذاشتم. به سازمانهاي مدافع حقوق انسان، به سازمانهاي مدافع حقوق همجنسگرايانمهدي ندامي، قرباني تحقير و توهين به دليل دو جنسه بودن، قرباني سرکوبگري حکومت اسلامي است. مهدي ندامي فردي دو جنسه مي باشد كه نام ديگر وي ميترا ولي زاده است. دو جنسه بودن وي در كنار هزاران مشكل ديگر، اختلالاتي را در روند زندگيش به وجود آورده است. مهدي نه تنها طرد شده از خانواده مي باشد بلكه از لحاظ اقتصادي در وضعيت نابساماني قرار دارد به عنوان مثال به دليل اخطارهاي مكرر صاحبخانه مبني بر پرداخت اجاره بها، در مضيقه مالي شديدي قرار داشته است وي به دليل نياز شديد مالي در تاريخ 15/10/1385 به دو نفر به نامهاي مرتضي و محمد مواجهه مي شود و از سر ناچاري و گرفتاريهاي ايجاد شده، از اين دو نفر درخواست مبلغ اندكي پول مي نمايد مرتضي و محمد نيز به وي قول مساعد داده و وي را به منزل خود مي برند. مدتي از حضور مهدي در خانه آنها نگذشته بود كه ناگهان با رفتارهاي غير متعارف مرتضي و محمد مواجه شده و متوجه مي شود كه آنها درب را قفل نموده و قصد تجاوز به وي را دارند . مهدي از اين موضوع باخبر و به قصد دفاع از خود بر مي آيد و نهايتاً چون آنها دو نفر بوده و مهدي نيز توانايي مقابله با آنها را نداشته ، چاقوي ميوه خوري كه در نزديك خود بوده است به قصد دفاع بر مي دارد و بر اثر سماجت هاي يكي از آنها به نام مرتضي ، باعث اصابت چاقو به چشم وي مي گردد. دليل استفاده مهدي از چاقوي ميوه خوري، صرفاً به خاطر اين بوده است كه آنها درب خروجي را بسته و قصد تجاوز به او را گويا براي بار دوم داشته اند ايشان مي خواسته از اين طريق از خانه خارج شود. در هر حال هم اكنون شعبه 1088 دادگاه عمومي تهران وي را به دو سال حبس تعزيري و پرداخت ديه محكوم كرده است. او که در بيرون از زندان از خانواده و همه دوستانش طرد شده است، ابدا امکان پرداخت هيچ پولي را ندارد. مهدي در زندان اوين در بدترين شرايط روحي و جسمي ميبرد و از توهين و تعرضات جنايتکاران حاکم و حتي ديگر زندانيان بدليل دو جنسه بودن درامان نيست. مهدي از ما درخواست کمک کرده است. کميته بين المللي عليه اعدام، از همه توان و امکانات خود استفاده خواهد کرد تا موقعيت مهدي و همجنسگرايان و افراد دو جنسه مثل او را در دنيا مطرح کرده و براي نجات او از زندان به هر طريق ممکن او را کمک کند. ما از همه نهادهاي مدافع حقوق انساني و از همگان دعوت ميکنيم به ياري مهدي بشتابند. کميته بين المللي عليه اعدام
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 19:20 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
بُرجی که قدم در آن گذاشتیم ماه اوت یا همان آگوست است. دو شنبه ششم آگوست است. شصت و دو سال پیش، بیش از ۱۶۰ هزار نفر کشته و مجروح شدند. راه می رفتند، خوابیده بودند، غذا می خوردند، سر کلاس بودند، و ... که در چند دقیقه همه چیز بوی خاکستر گرفت. کره زمینی که روی میز اتاقم قرار دارد را چرخی می دهم تا منطقه ای پیدا کنم به نام هیروشیما و ناکازاکی و بو بکشم برای فهمیدن بوی اتم و بمبش. شاید فهمیدم انرژی هسته ای حق مسلم چه کسی است. من؟ تو؟ او؟ ما؟ شما؟ و یا ایشان؟ "من به رئیس جمهور روزولت گفتم که دو عامل باعث دلواپسی من از این جنگ می شود: اول، بخاطر اینکه دوست ندارم که بی رحمی و قساوت امریکا بیش از هیتلرجلوه داده شود، و دوم، من قدری نگران بودم که نیروی هوائی امریکا باعث چنان خرابی در ژاپن گردند که چیزی برای نشان دادن قدرت سلاح جدید باقی نماند. او خندید و گفت شما را درک می کنم" (دفتر خاطرات هنری استیمسون وزیر دفاع وقت امریکا)
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 4:52 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
دوم مرداد ... ما مبنایمان در رابطه با اعمالی که افراد از خودشان ظهور و بروز می دهند قانون است در واقع اصل قانونی بودن جرم و مجازات ها بر رفتار و کردار افراد حاکم است. افراد نسبت به انجام اعمالی ممنوع هستند که در قانون، آن را جرم دانسته باشند و برای آن عمل مجازات مشخصی تعیین شده باشد. اگر که فعل یا عملی در قانون جرم شناخته نشده باشد و مجازاتی نداشته باشد ما حق نداریم افراد را نسبت به آن منع کنیم و افراد را دستگیر و مجازات نماییم. در واقع اگر چنین اقدامی انجام دهیم خلاف قانون و مقررات جاری کشور عمل کرده ایم. در رابطه با مدل مو و لباس بعضی از آقایان ، خب پسر ها و مردها آزاد هستند که مویشان بلند باشد، کوتاه باشد و یا بعضا بتراشند و مو نداشته باشند، ایرادی نیست. منتهی بحثی که اینجا مطرح است در بعضی از کشورهای غربی گروه های فاسدی است مثل هوی متال ها یا گروه های همجنس باز. گروه های فاسدی هستند که در واقع تبلیغ تیم و گروهشان را می کنند و در آن کشور ها اصلا اینگونه فساد ها، همجنس بازی و مسائل خیلی سخیف جرم نیست و در واقع تشکیل باند و گروه و ... ممنوعیتی ندارد. اینها می آیند و در واقع تبلیغ آن گروه و تیم شان را با مارک های خاصی می کنند. مثلا بلوزهایی وارد کشور شده بود و باب شده بود که در پشت آن بلوز ها با خط هایی هم که خیلی خوانا نبود نوشته بود I am object یعنی من یک مرد مفعول هستم. خب سردار عزیز و ارجمندمان جناب آقای رادان تعریف کردند که در توچال گزارش دادند که یکی از این جوان ها چنین لباسی پوشیده و برای کوهنوردی آمده است. همین ارشادی به او تذکر دادند که این جمله معنایش این است. وقتی که این فرد متوجه شده بلوزش را بیرون آورده و گفته اگر من می دانستم که این چیز را نوشته بلوز را تیکه تیکه می کردم. یا برخی از همین همجنس بازان مدل مویشان را یک مدل خیلی ناهنجار و مشمئز کننده و مدلی می زنند که با سایر افراد جامعه فرق داشته باشد و در واقع این مدل مو نشان دهنده این گروه همجنس باز و این گروه فاسد است. مدل های منحرف غربی که در واقع این مدل مارک آن گروه منحرف است مورد برخورد قرار خواهد گرفت. نیروی انتظامی فرد را دعوت می کند و می گوید که بر اساس این عکس و تصویر و این مجله ی خارجی و این مسائل، موی شما مدل افرادی هست که همجنس بازند. این فرد خجالت می کشد و خودش می رود و اصلاح می کند. بعد به آن آرایشگاهی که این مو را زده مراجعه می کنند و اگر دیدند این فرد عالما و عامدا و با آگاهی و سوء نیت چنین گروهی را ترویج می کند خب پلمپ می شود و با او برخورد می کنیم. اما اگر آن فرد هم اظهار بی اطلاعی کرد و معلوم شد سهوی بوده و سوء نیتی نداشته خب با او کاری نداریم و تذکر می دهیم تا دیگر تکرار نکند. بنابراین موی پسرها یا نوع مارک لباس آنها اگر مرتبط با مدل های منحرف غربی باشد یعنی در واقع نشان و مارک گروه های منحرف باشد، قریب به اتفاقشان بعد از دریافت تذکر و آگاهی دیگر استفاده نمی کنند و این برای نیروی انتظامی تعریف شده است. ولی اگر افرادی باشند که بدانند، عالما و عامدا و با آگاهی بخواهند این گروه را ترویج کنند آن در قانون در خصوص ترویج گروه های منحرف و فاسد مقررات داریم، قانونگذار اجازه ی برخورد با آن افراد را داده است و ما با آنها برخورد می کنیم.
---- با سپاس از آرشام عزیز که زحمت تایپ و برگرداندن این گفتگوی سرشار از همجنسبازی را برای من کشید. البته بماند که برای مقاله ی خودش این کار را کرده است ولی همین که به من هم قرض داد، سپاسگزارم----
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 22:42 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
این خبر از آن جهت اهمیت دارد که می توان فهمید در کمتر از یک هفته پلیس می توان تمام مشخصات فردی که عکسی در یک سایت آپلود کرده را بدست آورده و او را دستگیر کند. پس پیدا کردن آدرس و مشخصات کسانی که می نویسند و اعتراض شان را پرتاب می کنند هم سخت نیست و فقط جرعه ای آب را باید قورت داد. هوشیار باشید.
توضیح: من در نیویورک زندگی می کنم و حاضرم که به هر کدام از دوستان برای آپلود کردن مطالبشان کمک کنم تا اتفاقی برای آنها نیافتد.
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران فردي كه متهم است اقدام به ثبت عكس خانمي در يكي از سايتهاي مستهجن كرده و شماره تلفن همراه شوهر اين خانم را در زير عكس درج كرده بود با دستور داديار شعبهي سوم دادياري دادسراي جنايي تهران دستگير شد. به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، داديار سليماني در تشريح اين پرونده، گفت: چند روز پيش آقايي اقدام به شكايت عليه فردي كرده بود كه عكس همسر وي را در يكي از سايتها لابلاي عكسهاي مستهجن قرار داده و شمارهي تلفن همراه شاكي را نيز در زير عكس درج كرده و اعلام داشته است هر كس ميخواهد با اين خانم ارتباط داشته باشد با اين شماره تماس بگيرد. وي افزود: روز گذشته با صدور دستور قضايي اين فرد دستگير شد و با انجام تحقيقات فني قضايي توانستيم به ابعاد اين اقدام پي ببريم. سليماني با بيان اينكه عكسهاي ديگري نيز در اين سايت وجود دارد، اضافه كرد: اين عكس 15 روز بر روي سايت بوده و كمتر از يك هفته طول كشيد تا فرد متهم دستگير شد. سرپرست دادسراي جنايي نيز بر پيگيري قوي و جدي اين پرونده تاكيد كرده است. داديار شعبهي سوم دادسراي جنايي تهران، همچنين نسبت به عدم در اختيار قرار دادن عكسهاي خانوادگي هشدار داد. به گزارش ايسنا، وي همچنين با بيان خبر يك فقره پرونده آدمربايي، گفت: روز دوشنبه چهار نفر از اراذل و اوباش مبادرت به ربودن پسري 15 ساله كرده و پس از آزار و اذيت، او را رها ميكنند. وي با بيان اينكه خود اين نوجوان اقدام به شكايت در دادسرا كرده است، افزود: روز گذشته با صدور دستور قضايي تمام اين افراد كه حدود بالاي 30 سال سن دارند دستگير شده و تحقيقات جهت انگيزهي اين متهمان از اقدام تجاوز آغاز شده است اما ظاهرا انگيزهي آنها مواردي از قبيل انتقامگيري بوده است
برگرفته از ایسنا
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 1:3 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
گزیده ای از بیانات گهربار حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای ولایت مطلقه ی فقیه و رهبر مسلیمین جهان مد ظله العالی در ديدار گروه كثيرى از زنان نخبه در آستانهى سالروز ميلاد حضرت زهراى اطهر سلاماللَّهعليها سیزدهم تیرماه 1386 ... مقصود دوم هم نگاه نمادين به اين جلسه است. همانطور كه بارها من اشاره كردهام، در مسألهى زن از دنيا طلبگاريم؛ ما مدعى دنيائيم. حالا مؤسسات وابسته به سازمان ملل يا غير آنها يا فلان مجموعهى روزنامهنگار بيايند به اسم حقوق بشر، موضوع حجاب و بعضى از اين قبيل چيزها را زير سؤال بكشند و اظهار طلبگارى كنند، اين واقعيت قضيه را عوض نميكند. ما از دنيا طلبگاريم. دنيا كه عرض ميكنم، يعنى دنياى غرب. ما هستيم كه به دنيا خطاب ميكنيم و ميگوئيم: شما به بشريت عموماً و به زن خصوصاً خيانت كردهايد؛ با كشاندن زن و مرد به وادى ابتلائات جنسى و برافروختن و دامن زدن به آتش زيادهروىهاى جنسىِ بىقانون و بىنظم در جامعه، با آوردن زن به شكل متبرج به وسط ميدان. معلوم است كه زن، آن بخش زيباى آفرينش بشر است. اين بخش زيبا به طور طبيعى با اندكى در پرده بودن همراه است؛ اين خاصيت اين بخش زيبا و لطيف وجود انسانى است. اين پرده را دريدن و آنچه را كه بايد با نظم و قانون پيگيرى شود - آن نياز غريزى انسانى، چه در زن و چه در مرد - بىقانون و بىنظم در جامعه رواج دادن، بزرگترين خيانتى است كه در درجهى اول به زن و در درجهى بعد به همهى بشريت - زن و مرد - انجام گرفته؛ اين كار را سياستهاى غربى كردهاند. البته اولين ضرر و بزرگترين ضرر را هم خودشان بردهاند. الان مسألهى همجنسگرائى در دنياى غرب يكى از ابتلائات است. البته به رو نمىآورند؛ اما حقيقت قضيه اين است كه امروز براى انديشمندان و آنها يكى از دردهاى بزرگ و غيرقابل علاج شده است؛ چارهاى هم ندارند. آنطور حركت كردن، آنطور ادبياتِ پردهدرانه و عريان در زمينهى مسائل جنسى و ارتباط زن و مردم را به ميان آوردن، آنطور جنس زن را - يعنى همان بخش زيبا و لطيف و مستور و در پردهى وجود بشر را - براى شغل، براى تبليغات، براى كار، به ميدان كشاندن، از لبخند او، از زيبائىهاى او، از جسم او، از چهرهى او براى ترويج فلان جنس بىارزش و پست، براى به دست آوردن پول استفاده كردن، اين چيزها را هم دنبال خودش دارد؛ طبيعى است. اين كارها را دنياى غرب كرده، اين كارها را سياستهاى غربى كردهاند؛ مربوط به اديان هم نيست، مربوط به مسيحيت و يهوديت هم نيست؛ مربوط به سياستهاى جديدى است كه از حدود صد و پنجاه سال پيش - حالا دقيق نميتوانم عرض كنم - در دنيا رايج شده. ...
برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 5:44 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
«کوله پشتی» و دشواری انتقاد در تلويزيون ايران پخش یک گفت وگوی زنده تلویزیونی میان فرزاد حسنی، مجری برنامه «کوله پشتی» از شبکه سوم سیما با احمد رضا رادان، رییس پلیس تهران، درباره طرح ارتقای امنیت اجتماعی نیروی انتظامی واکنش های گسترده ای را برانگیخته است. پخش این برنامه واکنش هر دو گروه طرفداران طرح ارتقای امنیت اجتماعی و مخالفان این طرح را در پی داشته است. در آخرین واکنش ها، مدیراجتماعی شبکه سوم سیما، فضل الله شریعت پناهی در گفت وگو با رسانه های داخلی گفته است:« از سوی مسئولان صدا و سیمای به فرزاد حسنی تذکر داده شد و خودش هم فهمید که پا روی خط قرمزهایی گذاشته است.» به گفته آقای شریعت پناهی، صدا و سیما«اعتراضاتی هم از سوی نیروی انتظامی داشته است.» در این مصاحبه زنده تلویزیونی که شنبه شب از شبکه سوم سیما جمهوری اسلامی پخش شد، فرزادحسنی مجری برنامه، احمدرضا رادان فرمانده نيروی انتظامی تهران بزرگ را به دلیلبرخورد خشن نیروهای پلیس با شهروندان به شدت مورد انتقاد قرار داد. در بخشی از این مصاحبه، مجری برنامه از رییس پلیس تهران پرسید که آیا فیلمی را ديده است که در آن نشان داده می شود ماموران نيروی انتظامی با کتک و لگد دختری را به داخل ماشین پلیس پرت می کنند؟ پاسخ احمدرضا رادان به این پرسش، منفی بود. مجری برنامه پس از تکذیب رییس پلیس، با سخن گفتن از تجربه های خود و نزدیکانش در برخورد با نیروی انتظامی، از ادبیات تند ماموران پلیس در برخورد با شهروندان انتقاد کرد. رییس پلیس تهران که به نظر می رسید در مقابل پرسش های مجری برنامه غافلگیر شده است ، سعی کرد با خوشرویی به تمام پرسش های مجری برنامه پاسخ دهد، اما گهگاه صحبت هایاحمدرضا رادان با سوال دیگر مجری برنامه قطع می شد. این شیوه گفت و گوی تلویزیونی و طرح پرسش های چالش برانگیز در سیمای جمهوری اسلامی ایران کم سابقه است و پخش آن، اعتراض رسانه های نزديک به دولت را در پی داشته است. منتقدان پخش این برنامه، اغلب به شیوه طرح سوال ها توسط مجری برنامه معترضند و می گویند فرزاد حسنی به رییس پلیس تهران فرصت پاسخ گویی نداده است. فضل الله شریعتمداری، مدیر گروه اجتماعی شبکه سوم سیما در تایید نظر منتقدان گفت:« این خونسردی سردار رادان بود که مانع از به هم خوردن جو برنامه شد.» به گفته برخی ناظران، به صورت عرفی مرسوم است که مدیران ارشد حکومت ایران در مصاحبه با رسانه ها بیشتر سخنگو باشند و علاوه بر در اختیار داشتن زمان، پرسش ها نیز به صورتی مطرح می شود که حامل کمترین انتقاد به عملکرد دستگاه زیر رهبری مقام مسئول است. روزنامه کیهان روز دوشنبه با انتقاد از عملکرد صدا و سیمای جمهوری اسلامی نوشته است که«چطور مسئولان این نهاد فرهنگ ساز ریش و قیچی یک برنامه پر مخاطب را دست یک مجری جوان داده و اجازه می دهند که او هرچه می خواهد بگوید؟» خبرگزاری فارس که از رسانه های نزدیک به دولت است نيز پس از پخش این برنامه، در مطلبی که حاوی پیامهای مردمی عنوان شد، به شدت از پخش اینبرنامه انتقاد کرد. در یکی از اين پیام ها، فرزاد حسنی از سوی «مخاطبان» خبرگزاری فارس، «فردی بی ادب» خوانده شده که «ناهنجاری را به جوانان ایران آموزش می دهد.» منتقدان این برنامه، حتی پوشش و ظاهر مجری برنامه را مورد انتقاد قرار داده اند. خبرگزاری فارس به نقل از يکی ديگر از «مخاطبان» خود، با انتقاد ازشکل و ظاهر فرزاد حسنی گفته است: «به سردار بگویید بهتر است اول با خود آقای حسنی و با آن ظاهر نامناسبی که ایشان دارد برخورد شود. چرا این آقا با این آرایش صورت و موهای ژل زده این گونه در تلویزیون ظاهر می شود.» درمقابل، برخی از منتقدان طرح ارتقای امنیت اجتماعی، مصاحبه اخیر فرزاد حسنی با رییس پلیس تهران را اتفاقی بی سابقه در سیمای جمهوری اسلامی خوانده و شهامت این مجری تلویزیونی را برای طرح این پرسش ها ستوده اند. برخی ديگر نيز در واکنش به اين برنامه گفته اند:«حرف های فرزاد حسنی درست بود، اما بی ادبانه مطرح شد.» رییس شبکه سوم سیما در پاسخ به این انتقادها از مجری برنامه کوله پشتی، روز دوشنبه اول مرداد گفت:« درباره ظاهر فرزاد حسنی با خودش هم صحبت شده است.» وی همچنین گفت که رفتار فرزاد حسنی در برنامه های آتی کنترل خواهد شد و خودش هم با توجه به جبهه گیری هایی که کرده بود متوجه شده و ملایم تر برخورد خواهد کرد. اگرچه واکنش مدیر اجتماعی شبکه سوم سیما حاکی از آن است که به فرزاد رستمی تنها تذکر داده شده، اما برخی از ناظران از احتمال برخورد شدیدتر با وی سخن گفته اند. برخوردی نظیر آنچه که چند ماه پيش با گوینده رادیو جوان صورت گرفت. نیما رئیسی، مجری راديو جوان، در پی طرح پرسش های چالش برانگیز در مصاحبه ای با حسین شریعتمداری، مدير مسئول روزنامه کیهان از کار برکنار شد.
برگرفته از رادیو فردا
برای دیدن برنامه :
برخی از نظرات مردم در مورد این خبر در سایت فردا :
1 - با سلام و احترام؛ اين درست است كه در نيروي انتظامي افرادي يافت شوند كه دقيقا برابر مقررات و با حسن اخلاق رفتار نكنند ولي به نظر من رفتار و نوع گفتار آقاي حسني بسيار ناپسند و اشتباه و حتي مغرضانه بود. همه ما نوع برخورد نيروي انتظامي با اين افراد را ديده ايم معمولا محترمانه تذكر داده مي شود و با اصلاح حجاب افراد موضوع تمام مي شود نكته در برخورد با برخي افراد بي حجاب با وضع بسيار خاص است سئوال مهمي كه به ذهن مي رسد اين است كه چرا اين خانم با وضع حجاب بسيار بد و كاملا شبيه به ستارگان پورنو وكاملا محيا براي مجالس عياشي در منظر عمومي و خيابان ظاهر مي شود؟؟؟چرا؟ آيا اين افراد حاضر به تمكين در برابر يك تذكر محترمانه هستند و اقدام به اصلاح بدحجابي اتفاقي ! خود ميكنند يا كاملا آگاهانه و با اصرار بر آن و با هدف خاص ، خود را اينگونه آراسته اند؟ آقاي حسني از موارد بسيار نادر ( كه البته در صورت اثبات صحت آن حتما غير قابل پذيرش خواهد بود) صحبت كرد ولي از ارزش افزايش آرامش عمومي ناشي از آن و كاهش سنگيني مرگبار حسرتها و خواهشهاي جوانان در انتظار ازدواج ( و حتي متاهلين) اشاره اي نكرد و حتي اجازه ارائه پاسخ در همان برنامه را نداد در صورتيكه اگر وقت پاسخ نبود چرا سئوال مطرح شد؟!!!. نكته دوم من در مورد نوع برخورد با يك فرمانده عالي مقام و متولي امنيت تهران بزرگ است . شايد براي آقاي حسني و امثال ايشان به لحاظ حرفه اي خيلي مطلوب باشد كه بدون در نظر گرفتن حد و حدود افراد ،انتقادهاي شيك و به روز و با حالتي و عباراتي احساسي و خاص بيان كند ولي بايد توجه داشت كه طرف مقابل او متولي امنيت كلان شهري مثل تهران است و حفظ اقتدار و بزرگي او به دلايل غير قابل انكاري بر همگان بسيار واجب و لازم است. آيا نمي توان به پاسخ همه سئوالات مطرح با بيان سئوالات صحيح و طرح موضوعات در غالبي صحيح و مودبانه و البته جذاب رسيد؟ من به عنوان يك شهروند آقاي حسني و همه مجريان تازه كار صدا و سيماو رسانه ها را به مطالعه بيشتر و بهتر معلومات مربوط به اين حرفه و نيز صداقت و انصاف و تعقل توصيه مي كنم ... 2- سردار رادان در كليه برنامه هائي كه در صدا و سيما من از ايشان ديده ام با لحن طلبكارانه و از موضع قدرت صحبت مي كنند ، به اعتقاد من وقتي رهبر اين كشور با آن مقام رفيع اينقدر با تواضع با مردم صحبت مي كنند و هميشه خود را خدمتگزار ملت مي دانند يا هيمنطور امام فقيد، چگونه آقاي رادان به خود اجازه مي دهند با لحن و ادبيات كنايه آميز و از سر قدرت با مجري برنامه صحبت كنند.مگر نه اين است كه ايشان از بيت المال مردم حقوق مي گيرند كه به همين مردم خدمات ارائه نمايند و امنيت برقرار نمايند. 3- به نظر بنده آقای حسنی حرف بیخودی میزند تا وقتی آدم مرتکب عملی نشود و یا از نظرهای دیگر مشکلی نداشته باشد هیچ ماموری با او کاری ندارد ما هم زندگی می کنیم و پارک و جاهای دیگر می رویم چنین مشکلی ندیدیم اون دخترم باید ببینی چکار کرده اینجوری قضاوت نکن مگر شما چند سالت هست و از قدیم تا به حال وضعیت پلیس رو دیدی که چقدر عوض شده یا پلیس خارج از کشور از برخوردشون خبر داری؟ 4- بله هميشه واقعيت تلخ مي باشد شايد برخورد آقاي حسني كمي تند بود ولي بايد يكي پيدا شود تا واقعيتهاي جامعه را بازگو كند همه ما مي دانيم هيچ بقالي نمي گويد ماست من ترش است و اين مثال براي نيروي انتظامي هم صدق مي كند چون انها هيچ وقت برخوردهاي بسيار زننده بعضي از ماموران نيروي انتظامي را با نواميس ما بيان نمي كنند آري همه ما مي بينم اين گونه رفتارها را ولي به دليل ترس از بيان حقايق و يا اعتراض به اينگونه مسائل نمي توانيم باز گو كنيم و فقط امسالي مثل آقاي حسني مي توان واقعيتهاي جامعه ما را باز گو كنند .من به عنوان يك شهروند از اين طرح به شيوه موافق نيستم زيرا كه وقتي فرهنگ سازي نشده باشد مسلما به اين چنين مشكلاتي برخورد خواهيم كرد . 6- کافی است بروید داخل یک کلانتری و گوشه ای بایستید و نحوه حرف زدن ماموران را با مراجعان تماشا کنید. یک مورد و دو مورد نیست. پلیس در ایران همه را مجرم می داند مگر عکسش ثابت شود . البته اگر بتوانید بعد از نوازش آنها اثبات کنید. اسم این برخورد را هم گذاشته اند "با کسی شوخی نداریم" 7- با تشكر و قدرداني از زحمات بي دريغ نيروهاي انتظامي در سطح كشور..واقعاً حركتي را كه ساليان سال دولتهاي مختلف در جهت ارتقاي سطح امنيت اجتماعي مي خواستند بكشند با شهامتي غير قابل وصف در شرايط فعلي نيروي انتظامي انجام داد كه با هيچ زباني قابل بيان نيست حالا زمانيكه فردي كه اينقدر خودش داراي مشكل است و از حداقل ظاهر درستي هم برخوردار نيست چگونه مي تواند به خود اجازه دهد كه اين گونه جسورانه مقابل چنين سرداري جسارت به خرج داده و هر چه را كه از زبان خودش آن هم بي ادب.... جاري مي شود را به عنوان موضع مردمي بيان كند.. من از صدا وسيما خواهش مي كنم در گزينش و پذيرش چنين افرادي براي مجري گري تجديد نظر كنند 8- من از اقاي حسني كمال تشكر را دارم.بالاخره يكي بايد اين حرفها را ميزد،واقعا اگر با دختر خودشون هم اينطوري رفتار بشه قبول ميكنن؟ 9- شبکه سوم سیما باید در انتخاب مجریان اینگونه برنامه ها دقت وحساسیت بیشتری داشته باشد .از پاسخهای قاطعانه جناب سردار رادان لذت بردیم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 4:36 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
انديشمندان ، هزاره سوم ميلادي را عصر دانايي لقب داده اند؛ عصري که با تکيه بر دانش و ابزار بشري ، فاصله ها معنا و مفهوم خود را از دست داده اند و در کنار اين توانمندي ، صاحبان فناوري با بهره گيري از ابزارهاي تبليغاتي اين بار به جاي حضور فيزيکي در کشورها با استفاده از امکانات رسانه اي سعي در القاي فرهنگ ها و تغيير ذائقه ها دارند.
گردهمايي مخوف تحقيقات نشان مي دهد؛ در حال حاضر، بيش از 1400کانال ماهواره اي در کشور در حال دريافت است و با توجه به جذابيت هاي اين برنامه ها که با ذائقه جوانان منطبق است ، يکباره شاهد رشد قارچ گونه گردهمايي ها و فرقه هاي منحرفي مانند: رپ ، سپلترا، وپ ، متاليک ها، آيرون ميدن ، رس ، وسپ ، عقرب سياه ، گروههايي منحرف جنسي و شيطان پرست ها هستيم که در اولين گام ، جوانان را هدف قرار داده و برخي از جوانان و نوجواناني که ناخواسته به سمت اين گروهها گرايش پيدا کرده اند، عملا اين واقعيت را نمي دانند که اين سرمايه گذاري هاي کلان ، آنها را هدف قرار داده است.
تابلوهاي متحرک سردار رادان ، فرمانده انتظامي تهران بزرگ با نگراني از بي توجهي برخي جوانان و نوجوانان ، در اين باره به خبرنگار ما گفت: در حماسه 8سال دفاع مقدس ، حضور فداکارانه جوانان اين مرز و بوم ، اين واقعيت را ترسيم کرد که جوانان ايراني به دليل اصالت و ريشه اي که با بهره گيري از آن رشد کرده اند، يک سد بازدارنده در مقابل سياست هاي غارتگرانه محسوب مي شوند و به همين دليل کارشناسان و تحليلگران صاحبان قدرتها با سرمايه گذاري هاي کلان خود، جوانان را هدف قرار داده و با اغواگري هاي کاذب ، باورها و سنتها را نشانه رفته اند تا به نوعي آنها را در حصار ابتذال و بي خبري گرفتار کرده و سياست هاي خود را اعمال کنند.
از فساد اخلاقي تا خودکشي دسته جمعي دکتر بهروز پيري ، جرم شناس در ارتباط با فرقه هاي انحرافي مي گويد: ريشه اين گروهها با بي بندوباري و آزادي در روابط جنسي است ؛ به طوري که شالوده اجتماعي خانواده در غرب اکنون در معرض چالش جدي قرار گرفته و تولد فرزندان نامشروع تبديل به معضلي شده است که دولتمردان کشورهاي غربي را در انديشه فرو برده ؛ تا جايي که در کلاسهاي درس ، آموزش پيشگيري از بارداري در دستور کار سيستم آموزشي قرار گرفته است.
آمار بالاي جرم علي دلداري ، نماينده دادستان در دادگاه هاي کيفري استان تهران نيز در اين باره مي گويد: گرايش به فرقه ها و گروههاي انحرافي صرفا يک سمپاتي بي پايه و اساس است که در ميان برخي از جوانان و نوجوانان به آن توجه مي شود و بررسي ها نشان مي دهد اين افراد با علاقه به يک موسيقي خاص و استفاده از علايم و آرمهاي مربوط به گروههايي مانند رپ ، متاليکا و...به نوعي سعي در خود بزرگ بيني دارند که اين بزرگ بيني موجب گرايش آنها به استفاده از سيگار، مواد مخدر و قرصهاي روانگردان مي شود.
برگرفته از جام جم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 20:22 توسط گُشتاسب امینی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ | ||
گُشتاسب امینی هستم. 28 سال از عمر ناقابلم گذشته است و از شهر سرسبز و بارانی ام به این شهر شلوغ و مزخرف تبعید شده ام.
|
||
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 |
| پیوندها |
|
وب سایت رسمی صادق هدایت پایگاه ادبکده |
|
RSS
|